مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )
61
مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )
قتل رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم ، برخى از مسلمانان كه شيطان آنها را گمراه كرده بود ، در حالى كه فرار مىكردند و از كوه بالا مىرفتند و به هيچ كس توجّه نداشتند ، گفتند : « اى كاش وكيلى را نزد عبدالله بن أبى بفرستيم تا از ابوسفيان براى ما امان بگيرد . اى مردم محمد كشته شده است ، بنابر اين پيش از آن كه بيايند و شما را بكشند نزد خويشاوندان خود بازگرديد . » « 1 » برخى گفتند : « اگر او پيامبر بود كشته نمىشد ، پس به دين نخست خويش باز گرديد ؛ « 2 » و برخى ديگر گفتند : ما دستمان را سوى آنها دراز مىكنيم ، آنان خويشاوندان و عموزادگان ما هستند . » « 3 » صاحب كتاب « السيرة الحلبيه » مىگويد : « اين [ عبارت اخير ] نشان مىدهد كه اين گروه [ فرارى ] نه از انصار ، بلكه از مهاجران بودند . » « 4 » اين سخنها و اظهار نظرها به گونهء شكبرانگيزى به اين واقعيت اشاره دارد كه ميان منافقان قريش عبدالله بن ابى بن سلول و ابوسفيان - سركرده كفر در رويارويى با اسلام و كسى كه پس از آن در رأس نفاق اموى و پناهگاه منافقان بود - « 5 » روابطى پنهانى وجود داشته است . بىترديد رهبر حزب سلطه در شمار كسانى بود كه به منظور فرار ، از صخره بالا رفت ؛ دلايل خاص تاريخى اين امر را اثبات مىكند . « 6 » مطلب ديگرى كه اين ادعا را اثبات مىكند و از قضاياى مسلم تاريخى است ، اين كه در جنگ احد ، همه مهاجران بجز اميرمؤمنان على عليه السلام ، از كنار رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرار كردهاند . در خبر آمده است كه أنس بن نضر ، قبل از شهادتش در اين جنگ ، عمربن خطاب و چند تن ديگر از فراريان را كه دست از جنگ كشيده بودند به جهاد و شهادت فرا خواند ، اما آنها اجابت نكردند . روايت در اين باره چنين مىگويد : انس بن نضر ، عموى انس بن مالك به عمربن خطاب و طلحة بن عبيدالله و چند تن ديگر از مهاجران و انصار رسيد كه دست از جنگ كشيده بودند . گفت : چرا نشستهايد ؟ گفتند : پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم
--> ( 1 ) - السيرة الحلبيه ، ج 2 ، ص 240 . ( 2 ) - همان . ( 3 ) - النزاع والتخاصم ، مقريزى ، ص 43 . ( 4 ) - السيرة الحلبيه ، ج 2 ، ص 240 . ( 5 ) - النزاع والتخاصم ، مقريزى ، ص 43 . ( 6 ) - ر . ك . الصحيح من سيرة النبى الاعظم ، ج 4 ، ص 241 - 251 .